جوالدوزهایمان بی اثرند ،سوزنی به خود بزنیم

جوالدوزهایمان بی اثرند ،سوزنی به خود بزنیم

ابتکار جنوب-سهم ما در عدم پیشرفت و عقب ماندگی شهرمان چقدر است؟یکی از عادات ثابت روزانه ما ایراد گرفتن از دولت ودستگاههای مختلف حکومت است.مدام شکایت از کاستیها می کنیم و دیواری کوتاه تر از دولت نمی یابیم .ایراد ها و کمبودها ی خدمات دولت فراوانند همه به آن واقفیم.تمام کمبودها را به دولت نسبت می دهیم ،غافل از اینکه خودمان هم نقشی در جامعه داریم.در راه پیشرفت و ارتقا جامعه سهمی داریم.اما متاسفانه انتظار و توقعمان تنها و تنها از مسئول دولت است.بی شک نشستن و دست روی دست گذاشتن و همه امور را به دولت سپردن نه تنها نتیجه ای حاصل نمی کند بلکه غفلت از نقش شهروند در اعتلای جامعه آن جامعه را به تباهی خواهد کشاند.با نگاهی  کوتاه به جوامع توسعه یافته در می یابیم که نقش یک شهروند در ارتقا و پویایی جامعه نه تنها کمتر از دولت و دستگاههای دولتی نیست چه بسا در برخی مواقع بیشتر است.ngo ها و آموزشها و فرهنگ سازی دولتهای توسعه یافته زمینه را برای اجرای صحیح حق شهروندی فراهم کرده است.هر شهروند وظیفه خود را درقبال جامعه می داند و با مسئولیت پذیری تمام در جهت انجام آن وظایف کوشاست.جالب اینکه این وظایف هزینه و کار اضافی به دنبال نخواهد داشت.تنها و تنها به شهروند می آموزد رفتار صحیح را در خیابان ،اماکن عمومی ،محیط کارو طبیعت و ...

اما در جامعه ی توسعه نیافته ی ما جریان کاملا متفاوت است.ngo یا همان سمن ها که به تاریخ پیوسته اند.دستگاههای فرهنگی و فرهنگ ساز عملا ناکارآمد و منفعل در برخورد با ناهنجاریهای اجتماعی هستند.دستگاههای خدماتی بودجه های فرهنگی خود را صرف بنر های تبریک به نماینده شهر دیگر می کنند.اما این همه ماجرا و دلایل عدم پیشرفت ما نیست.عادت های غلط ،خورده فرهنگ های نادرست،تعصبات کور قومی قبیله ای ،رفتارهای لحظه ای و بدون پشتوانه فکری ،بداخلاقی های اجتماعی و سیاسی ،همگی به نوعی در شکل گیری یک جامعه عقب مانده دخیل هستند.اما ما در استان نوپای کهگیلویه و بویراحمد بیشتر از هرجای دیگر از این رفتارها و فرهنگ ها آسیب دیده ایم.آسیب شناسی و تصحیح کنش و واکنش های اجتماعی  یک جامعه و منطقه نیازمند یک پژوهش تخصصی و طولانیست ،اما با در این مجال به اظهار کلیتی از این کنش های اجتماعی می پردازیم.کهگیلویه و بویر احمد در حال گذاربسیار کند از یک نظام طایفه ای به یک  نظام جدید با سازماندهی شهری ست.اما همانطور که گفته شد و از شواهد پیداست این دوران گذار بسیار کند سپری میشود.و در برخی مواقع سرنوشت ساز همچون انتخابات این دوران کاملا متوقف و چه بسا به گذشته باز می گرددو روح تازه ای به اختلافات ریشه ای و قدیمی طوایف می دمد و در نهایت زیانهای فرآوان و غیر قابل جبرانی را به همراه داشته است.

انتخابات مجلس و شورای شهر جولانگاهی می شود برای طایفه گرایی و نگاههای قومی قبیله ای ،و آنچه که مغفول می ماند تعقل و شایسته سالاریست.از طرف دیگر عدم انتخاب فرد منتسب به طایفه ی رقیب می تواند تبعات و خسارات جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد.این خصلت یکی از بدوی ترین و جاهلانه ترین رفتارهای ما کهگیلویه و بویراحمدی هاست ،که برخی مسئولین هم آگاهانه به آن دامن می زنند.این تعصبات کور عصر جاهلی  تاجایی پیش می رود که حتی در کوچکترین عزل و نصیها دخیل است.عزل و نصب بخشدار فلان بخش و یا رییس اداره آموزش و پرورش  فلان شهر واکنش های فراوانی را به دنبال دارد.اندر مضرات طایفه گرایی در استان سخن بسیار است اما مجال سخن نیست.

سیاست زدگی آفت دیگریست که همچون خوره به جان پیر و جوان این استان افتاده  است. همیشه بحث های سیاسی موضوع داغ محافل است .از مسائل استانی گرفته تا بین المللی .و جالب اینکه موضوعات به گونه این تحلیل و بررسی می شود ،گویی هر کدام از شرکت کنندگان در بحث دستی بر مدیریت جهان دارند.میتینگ های سیاسی همواره پر تعداد برگذار میشود.در 4 سال فاصله بین دو انتخابات بازار گمانه زنی در خصوص کاندیدای احتمالی داغ است و گاها همین گمانه زنیها ]  بر سر کاندیدای احتمالی [ به نزاع و درگیری می انجامد.حکایت سیاست زدگی مردم محروم این سرزمین نیز مثنوی هفتاد من است که مجال بیشتری می طلبد اما همین بس که سیاست زدگی نیز تیشه ایست به ریشه نخبه گرایی و شایسته سالاری.طایفه گرایی و سیاست زدگی دو آفت و آسیب فراگیر است که به طور دسته جمعی گرفتار آنیم.در این بین اما هستند رفتارهای شخصی که بر تشکیل یا عدم  تشکیل یک جامعه سالم و پیشرفته تاثیر فراوانی دارند.اما نکته ای که باید در خصوص رفتارهای شخصی بدانیم این است که این رفتارها مانند بیماریهای واگیر دار به افراد جامعه سرایت می کنند.دروغ اگر در میان تعداد انگشت شماری از شهروندان رواج داشت کم کم به جامعه منتقل و همگی به درغگویی مبتلا خواهیم شد. اتفاق نا میمونی که در حال وقوع است.چاپلوسی و تملق ، دورویی ریا،بدگویی و به قول عامیانه زیر آب زنی ،تنبلی و از زیر کار در رفتن تمسخر دیگران ، بیهوده سخن گفتن و عدم وجود وجدان کاری از جمله همین بیماریهای واگیر داری هستن که از درون جامعه را تهی خواهند کرد.زیبایی و پاکیزگی شهر برایمان بی اهمیت است.آسایش همسایه و عابر پیاده نکته ایست که هیچ توجهی به آن نمی کنیم.به حقوق یکدیگر احترام نمی گذاریم.وظایف خود را در قبال جامعه انجام نمی دهیم.حداقل کار با حداکثر حقوق ،شعریست که بر لوح جانمان نقش بسته است.هنوز هم درگیریها و نزاع های خیابانی جزعی از افتخاراتمان محسوب میشود.کوچکترین سخن و کنش ،شدید ترین واکنش را برایمان به دنبال داردو سعه صدر واژه ی نامانوسی ست در لغت ناهه ما .در قبال طبیعتی که در آن تفریح می کنیم  بی مسئولیتیم.در قبال رودخانه ، جنگل ، بلوط ، آبشار بی مسئولیتیم. یک جامعه ی خلاق ، پویا و مترقی باید از این خصلیت ها و کنش های اجتماعی ویرانگر عاری باشد.ورسیدن به این جامعه آرمانی میسر نمی شود مگر به همت فرد فرد ما و ترک عادات و رفتارهای نادرستمان .

تاریخ درج :  1394/3/31

تعداد بازدیدها : 336

ارسال نظر