ساختمان های فرسوده، کارمندان دل مرده/ فاطمه رشیدی

برخی ساختمان ها نه با عنوانشان و نه با جایی که در آن قرار گرفته اند همخوانی ندارد. چیزی شبیه فقر و شاید هم بی سلیقگی از سر و روی آنها می بارد. نمونه اش همین ساختمان امور عشایر است. انگار همه سختی هایی که عشایر باید در گذر از ییلاق به قشلاق و برعکس تحمل کنند یکجا در اداره محقری به نام امور عشایر نمود پیدا کرده است.

ساختمانی قدیمی که در گوشه گوشه اتاقهایش دفتر ها و اسناد قدیمی و جدید روی هم چیده شده و بیشتر از آنکه احساس یک اداره را به ارباب رجوع بدهد مثل یک انباری بزرگ است .رنگ و روی این اداره به خانه های نیم ساخته همان عشایری شباهت پیدا کرده که جبر زندگی آنها را یکجا نشین کرده است.

یک خیابان آن طرفتر ساختمان جهاد کشاورزی قرار دارد. ساختمانی که انگار خشکسالیهای اخیر نه تنها روی کشاورزی که روی این ساختمان قدیمی و تاریک هم تاثیر گذاشته است.

اتاق ها ،میزها و خلاصه همه چیز حس کهنگی می دهد. نه از آن کهنگی هایی که آدم دوستشان دارد. از آن کهنگی هایی که به احساس آدم دهن کجی می کنند.از آن کهنگی هایی که حس ترحم آدم را برمی انگیزد.هیچ چیز با هیچ چیز هماهنگ نیست.

این محرومیت از سر و روی سازمان میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی هم می بارد. ساختمانی قدیمی که اثری از سه عنوان روی سر درش را ندارد. 

صنعت معدن و تجارت هم همین وضعش است.نه صنعتی است و نه به درد تجارت می خورد و معدن هم که هیچ.

حالا تصور کنید قرار است با این شرایط جوانان این استان را نصیحت کنیم که تا اطلاع ثانوی درب استخدام های دولتی بسته است و به جای هدر دادن عمر در صندلی انتظار ، بیل و کلنگ در دست بگیرید و زمین های آبا و اجدادی را آباد کنند. 

با این ساختمان های آشفته می خواهیم شوق نشستن پای دار قالی ،دامپروری و در جوانان ایجاد کنیم.

با این ساختمان ها می خواهیم چهره زیبایی از گردشگری نشان دهیم و به افراد بیکار این استان اثبات کنیم این صنعت پولسازترین و کم هزینه ترین صنعت جهان است .

اصلاچگونه باید باور کرد که شغل اصلی مردم این استان از گذشته تاکنون کشاورزی و دامپروری و صنایع دستی بوده است. آن کشاورزی شکوفا شده و آن دامپروری باید کجا خود را بنمایاند آن طرح ها و نقشهای اصیل برخاسته از روح و ذهن آزاد عشایر که مدعی ارزش و بهایشان هستیم چگونه باید گره زندگی جوانان این شهر را باز کند در حالی که نتوانسته درتار و پود ادارات متولی بروز پیدا کند.

این ظاهر ساختمان هاست و داخل آنها هم از اداره بودن فقط نام آن را یدک می کشد.اتاق هایی که تنها یک میز و صندلی برای کارمند در آنها گذاشته اند و اغلب از امکانات ساده ای مثل کمد،قفسه،کشو و حتی نور و تهویه مناسب در آنها خبری نیست.

کاغذهایی که روی میزها انباشته می شود و گم شدن یک برگ از این کاغذها فاجعه ای می شود که انرژی یک سازمان و ارباب رجوع را روزها و گاه هفته ها می گیرد.

ساختمان شاید به نظر موضوع پیش پا افتاده ای جلوه کند اما نباید فراموش کنیم تنها یک طرف قضیه ارباب رجوع است. طرف دیگر آن آدمهایی است که دوران طلایی عمرشان را در این ساختمان ها سپری می کنند کارمندانی که ساعتهای مفید روزشان در میان این چهار دیواریهای رنگ و رورفته می گذرد. چهار دیواریهایی که یک ساعتش هم برای کسی که از بیرون می آید آزار دهنده است.

خاصیت این ساختمان های خاکستری، ایجاد آدمهای همیشه خسته و ناراحت است.آدمهایی که دایم احساس می کنند عمرشان را در ادارات هدر می دهند.آدمهایی ناراضی که احساس فرسودگی می کنند .

یکی از گزنده ترین کنایه ها به کارمندان بیکاره بودن در محیط کار است که باز هم همین ساختمان های بی قواره و بد قواره باعث ایجاد این سو تفاهم تلخ می شود.

این نا امیدیها و سرخوردگی ها خودش را در برخورد با ارباب رجوع هم نشان می دهد آنچنان که برخی از همین کارمندان مستعد آن هستند که با کوچکترین اشاره ای از کوره در رفته و ناراحتی شان را بر سر آدم هایی خالی کنند که نقشی درانباشت این همه خشم ندارند. 

حالا آنطرف قضیه ساختمان هایی است که ابهت و جذبه شان آدم را می گیرد.اصلا آدم دلش می خواهد استخدام این ادارات باشد حتی اگر مجبور باشد همه عمرش را در لیست انتظار بماند. ساختمان هایی که اگر یک ریال پول هم در آنها نباشد امید بخش هستند. ارباب رجوع واردشان که می شود دلش قرص می شود. احساس شخصیت می کند.هم کارمند و هم ارباب رجوع در آن آرام هستند.

موضوع ساختمان ها آنقدر مهم است که نماینده ولی فقیه در استان کهگیلویه وبویراحمد در یکی از نشست هایش روی آن دست گذاشت.

آیت الله سید شرف الدین ملک حسینی گفت که اگر می خواهید بیمارستان،مسجد یا ساختمان اداری بسازید باید آن چنان با ابهت باشد که چشمها را به خود خیره کند چرا که این ساختمانها متعلق به مردم است و با رفت و آمد مدیران جابجا نمی شوند.

او به مدیران یادآوری کرد اگر قصد زهد دارند موقع ساختن خانه شخصی و یاهنگام دریافت حقوق

ماهیانه نیت خود را نشان بدهند و از آنها خواست تلاش کنند مکانهای عمومی با عرضه و در شان مردم بسازند.

اگرچه در آن نشست بیشتر روی سخن نماینده خبرگان رهبری به سمت بخش فرهنگ بود اما باید این سخنان را به همه بخشهای جامعه تعمیم دهیم.

اگر می خواهیم این جوانانی که نامشان را در زمره بیکاران می گذاریم دلگرم شعارهایی که می دهیم باشند باید از پایه شروع کنیم.قبل از هر کاری باید دستی به سرو روی ادارات بکشیم. آنگونه که حتی ساختمان ها نیز بیانگر جایگاه ، ارزش و اهداف سازمانها باشد. 

برخی ساختمان ها نه با عنوانشان و نه با جایی که در آن قرار گرفته اند همخوانی ندارد. چیزی شبیه فقر و شاید هم بی سلیقگی از سر و روی آنها می بارد. باید قبل از هر کاری دستی به سرو روی این ساختمان ها کشید.. .:

تاریخ درج :  1395/10/14

تعداد بازدیدها : 561

ارسال نظر