مرگ خاموش وبی صدای بلوط های دیار زاگرس

یکشنبه 8 اسفند خبری به گوش رسید که اگر بگوییم درحد فاجعه بوده بیراه نگفته ایم. مدیرملی طرح همسوسازی حفاظت از تنوع زیستی در سیمای حفاظتی زاگرس خبراز نابودی نابودی 6.5 میلیون هکتار ازجنگل‌های زاگرس طی 70 سال اخیرداد.به گفته وی حوزه زاگرس در گذشته 12 میلیون هکتار جنگل داشت که با روند نابودی موجود این میزان به 5 میلیون و 500 هزار هکتار جنگل‌های زاگرس محافظت شده رسیده است. این یعنی یک مرگ خاموش وبی صدا. روند تخریب جنگلهای زاگرس در 30سال گذشته به خاطر توسعه شهرهای حوزه ی زاگرس نیزشدت بیشتری بخود گرفته واین یعنی یک روند سریع وسرسام آور.یعنی بیخ گوش استانهای زاگرس نشین یک فاجعه عمیق به تمام معنا رخ داده وما حتی ککمان هم نگزیده که این میراث خدادای که امانتی بیش نیست دراثر بی توجهی وبی مسئولیتی ما به ورطه نابودی رسیده.جنگل های بلوط در حوزه زاگرس چون ردایی سبز برقامت استانهای زاگرس نشین خودنمایی می کند، ولی با روند فعلی باید منتظرماند و روزی درعزای ازدست دادن این نعمت بزرگ زانوی غم بغل گرفت.بدتراز همه اینها سخنان اخیرا معاون عمرانی استاندارکهگیلویه وبویراحمد بود که طی روزهای اخیر از بیابانی شدن 40 هزارهکتار ازاراضی استان کهگیلویه وبویراحمد بعنوان یکی ازاستانهای زاگرس نشین با پوشش 87درصدی جنگل ومرتع سخن به میان آورد.زنگ خطری که ناقوس آن نواخته شده وفقط گوش شنوا می خواهد.باید گفت ما ملتی فراموش کاریم واتفاقات و فاجعه ها را درنمی یابیم وخیلی زودتر از موعد مسائل را به فراموشی می سپاریم ،مثل نادیده گرفتن همین وضعیت جنگل ها،چند روز درگیری ،بحث ،مباحثه ورسانه ای شدن وبعد هم تمام.برای استانهای زاگرس نشین فاجعه ای عمیق تر ازنابودی ونسل کشی بلوط ها نیست.جدر اندرجد مردمان زاگرس نشین با بلوط خو گرفته ودرکنار طبیعت مآوا گرفته اند ،ولی حالا باید نشست وبر ازبین رفتن 6 میلیون و 500 هزار هکتارحسرت خورد .این خود مصیبت عظمی است.ولی برای این درد عمیق سربازکرده زاگرس فقط آه وحسرت مرهم نخواهد شد.این درد عمیق باید درمان شود این فریاد درگلو مانده باید شنیده شود .ما از جنگل های بلوط غافل بوده ایم ،ما اصلا جنگل های بلوط را دوست نداشته ایم که اگر داشتیم این فاجعه به بارنمی آمد .طبیعت دوستی به نشستن وشعاردادن نیست.ما بی توجه ترین ها نسبت به این دارایی بکر خداوند بوده ایم.دراین روند نابودی عوامل زیادی دخیل بوده و هیچ کسی نباید از زیر بار اتهام از بین رفتن نابودی جنگل ها شانه خالی کند چرا که همگی از مردم جامعه گرفته تا مسئولین بعنوان بدنه اجرایی در این قصوربزرگ دخیل بوده اند.تغییرکاربری،حرص وزیاده خواهی ،تامین سوخت ومصارف روستایی،آتش سوزی های عمدی وسهوی،توسعه زیرساخت ها،خشکسالی،تغییرات اقلیمی،کاهش بارندگی و..ازعمده ترین دلایل نابودی جنگل های حوزه زاگرس بوده است.البته باید اذعان کرد مسئولین ما نیز دراین روند بی تقصیر نبوده اند،اتخاذ تصمیمات غیراصولی وکارشناسی نشده از طرف آنان زخم دیگری برگرده طبیعت بوده است. ما باید روزی دربرابر فرزندان وآیندگان خود برای این اهمال کاری خود پاسخگو باشیم زیرا آنان نیز ازاین موهبت سهم وحق دارند. با همه این اوصاف هنوز هم می توان کاری کرد ،هنوز می توانیم به خودمان بیائیم وقدم در راه احیای جنگل ها وبلوط های سراسر قدمتمان برداریم.جلوی ضرر را هرجا که بگیریم منفعت است.اما این مسئله نیازمند عزم جدی است خصوصا از طرف مسئولین که ابتدای به مراتب با خاطیانی که سهوا کمربه نابودی طبیعت بسته اند بدون اغماض برخورد کنند.به یاری طبیعت وجنگل ها شتافتن بی تفاوتی را برنمی تابد ونمی توان صرفا به شعارهای مقطعی بسنده کرد.باید چاره اساسی اندیشیده شود وبنابرگفته مدیرملی طرح همسوسازی حفاظت از تنوع زیستی در سیمای حفاظتی زاگرس باید کشاورزی پایدار، مرتع‌داری پایدار و جنگل‌داری پایدار در دستورکار بعنوان راهبرد اساسی قرارگیرد.مردم نیز باید بدانند آنان نیزمسئول هستند و طبیعت توجه می خواهد،همدردی می خواهد.بهتراست مردمان ما درهر منصبی کمی از زیاده خواهی ها، از بی مسئولیتی،ازتصمیمات غیرکارشناسی خود کم کنند تا مدیون فرزندان وآیندگان خود نشوند.

تاریخ درج :  1395/12/9

تعداد بازدیدها : 207

ارسال نظر