علل خشونت و خشونت گرایی در کهکیلویه و بویر احمد

علل خشونت و خشونت گرایی در کهکیلویه و بویر احمد

جهانگیر ایزدپناه

 

بنظرمیرسدبرای بررسی درگیریهای اخیرباید اشاره ای داشته باشیم به دو مقوله " تعصب " و "خشونت و پرخاشگری " زیرا وقتی خشونت ودرگیری بوقوع می پیوندد تعصب وتعصب کشی به یاری طرفین میشتابد و آنراچنان گسترده وپیچیده میکند که زیانباری آن چند برابرمیشود وکنترل آن سخت تر میگردد.واوضاع به نحوی جلوه میکند که گویا یگانه علت العلل تعصب بوده ولاغیر .

تعصب چیست؟ ابن خلدون پیوند و انسجام میان انسان ها را در یک اجتماع یا گروه عصبیت (به معنای محدود آن تعصب) می نامد. که این عصبیت ( تعصب ) در مرحله بادیه نشینی قوی تر است و به همان اندازه که تمدن پیشرفت کند این عصبیت کاهش می یابد . مفهوم عصبیت در عربی به معنب قبیله گرایی ، ایل گرایی ، طایفه گرایی و تعلق به یک اجتماع است که در سطح بالا و مدرن آن شامل ملی گرایی می شود .

عصبیت به مفهوم وسیع آن همکاری و یاری کردن یکدیگر است و بین کسانی به وجود می آید که داری پیوند مشترکی نظیر خویشاوندی ، قبیله ، قوم ،هم دینی ، هم مسلکی و ...باشد اما هر چه جامعه پیشرفه تر باشد این تعصبات شکل منطقی تری به خود می گیرد .

گرچه به تعریف تعصب پرداختیم اما منظور این نیست که همه این وقایع از تعصب بر می خیزد و علل دیگری در آن موثر نبوده است .

 

خشونت و پرخاشگری

در جامعه ما پرخاشگری را می توان حمله به فرد یا افراد دیگر ناسزا گویی و آسیب بدنی و زیان رسانی به دیگران دانست . پرخاشگری حالت فوران خشم است اما این خشم و عدم تحمل از کجا سرچشمه می گیرد و چه عواملی زمینه ساز آنها بوده است ؟

 

1- ازنظرسایقه تاریخی ما ایرانیها جامعه خشونت باری نظیرقتل عامهای مغولی اقامحمدخانی و....وزورگوییهای محمدعلی شاه وقلدربازی رضاشاه وحمله اوباشانه شعبان بی مخها وحتی جنگها وقتلهای منطقه ای را داریم

 

2- خانواده ها بدلایل مختلف هم از کاربرد خشونت برکنار نبوده اند .

 

3- بیکاری نا امیدی از زندگی وسرسامان یافتن وعدم اینده روشن وامیدبخش دلایلیست که هرانسانی را در معرض فروپاشی استانه تحمل وخشم وخشونت قرار میدهد وزمینه ساز خشونت میباشد. البته همه جوا مع دیگرهم کمابیش سابقه تاریخی خشونت داشته اند اما درجوامع پیشرفته دگرگونیها یی صورت گرفته وراهکارها والتیام بخشی هایی اندیشیده اند که بتدریج ان سوابق کمرنگ گشته وبرای معضلات جدید هم راه حلهای جدیدی ارایه میدهند .

خشونت در استان ما احتیاج به ریشه یابی و راهکارهای پیشگیرانه دارد که میبایست با درنظر گرفتن ویزکی ها وشرایط زیستی منطقه و وضعیت کلی جامعه ایران به أن پرداخت .

 

دلایل خشونت

  1. به نظر می رسد عدم وجود صنعت و توسعه صنعتی و کشاورزی و در نتیجه بیکاری بخش زیادی از جمعیت جوانان استان ما و سرخوردگی و ناامیدی ناشی از آن علل عمده خشونت و پرخاشگری و نزاع ها می باشد . برای فرد بیکار ، افسرده و ناامید آستاانه تحمل کم است ، چه زندان و چه بیرون از آن برایش توفیر چندانی ندارد ، پس آمادگی هر برخوردی را دارد . شخص بیکاروافسرده که هیچگونه ااینده روشن برایش متصورنیست دچارچنان شکنندگی وخشم سرریزیست که امادگی هرنوع خشونت ودرگیری رادارد وتعصب کشی طرفین هم دامنه درگیری را گسترده میکند وچنان نمایی به ان میدهد که فکر میکنیم درگیری فقط مختص استان ماست .

                                                                                                                                                                  

  1. وجود سلاح های غیر مجاز و یا مجازی که صلاحیت و سابقه دارندگان آنها بررسی نشده . فرد یا افرادی که بهردلیل اماده خشونت ودرگیریست باید دسترسی استفاده از ابزارهای زیانبا ر وخطرناک را تا حدامکان نداشته باشند.

 

  1. از نظر کلی و روابط بین المللی و جهانی به نطر می رسد که ما در وضعیت تنش زایی قرار داریم که نشان از

تیرگی روابط و مرگ طلبی برای مخالفان داخلی و خارجی دارد وحتی تحمل نظرات سازنده دیگران که مطابق نوع فکر ما نیست را نداریم . آستانه تحمل کلی جامعه ایران به حد پایینی رسیده و در نقاط غیراز این استان هم این مسئله دیده می شود که نشان از پریشانی فکر بخشی از جامعه دارد رشداراذل واوباش،قتلهای زنجیره ای ، زورگیری ، تجاوزها، سرقتها ی مسلحانه عدم تحمل مخالفان و... نشان از خشونت درجامعه ایران دارد که دست اندر کاران امور باید چاره اندیشی کنند . حل این مشکلات راه حل های علمی - کارشنا سی جدیدی رامیطلبد جامعه پویا به راهکارهای جدید احتیاج دارد . " ویل دورانت " میگوید: مرگ یک تمدن زمانی فرامیرسد که بزرگان به پرسشهای   جدید پاسخ های کهنه بدهند .

  1. اصطلاحی داریم که " اول بپرس بعد بکش" . ا ما متاسفانه بر اثر تعصبات قومی طایفه ای این اصطلاح در بین ما شکل دیگری به خود گرفته ، بدین شکل " اول بزن و بکش بعد بپرس که تقصیر کی بوده " ، این جاست که نقش مخرب تعصب کورکورانه نمایان می گردد وبجای مها ر درگیری دامنه انرا وسیعتر ومخربتر میگرداند.

 

  1. صلح و سازش های محلی و طایفه ای گرچه ممکن است از دامنه درگیری های بعدی بکاهد اما نباید باعث شود که رضایت طرفین جنبه مجازات و کیفرعمومی را به دست فراموشی بسپارد . علیرغم رضایت طرفین اگرکیفر وجود نداشته باشد مجرمین زمینه تکرار بیشتر اعمال خود را مییابند .

 

  1. نوع زندگی عشیره ای روستایی که در استان ما جمعیت زیادی را تشکیل می دهد و خود شهرنشینان ما که یا سابقه شهرنشینی کمی دارند و یا وابستگی عشیره ای دارند خود هم در وقوع این نزاع ها تاثیر گذارند.
  2. هر فرد به مقیاس گنجایش فکری اش برای قضایا و اتفاقات و برخوردها راه حل دارد و از طرفی انسان ها در مواجه با پیشامد ها پیشتر و بیشتر گزینه های شناخته شده و رایج را برمی گزیند، بنابراین چون به فرهنگ

سازی و پرورش فکری کمتر توجه شده بیشتر گزینه های همیشگی یعنی نزاع و برخورد فیزیکی انتخاب می شود . وتعامل وگفتگو وبافتن راههای دیگر برای حل اختلافها کمتر مورد توجه قرار میگیرد .

 

  1. اجتماع ما در حال گذار از زندگی عشیره ای روستایی به شهر نشینی است معمولا دوران گذار دارای تنش ها و ناملایمات فرهنگی اجتماعی است که باید در نظر گرفته شود . باصطلاح ما نه رومی رومی هستیم نه زنگی زنگی نه رعایت موازین خاستگا ه جامعه سنتی عشیره ای روستایی خود را بطور کامل داریم ونه بطور کامل موازین ورسوم وشرایط شهرنشینی را پذیرفته ایم .

 

چه باید کرد؟

به نظر میرسد عوامل زیر در کاهش و پیش گیری تاثیر گذار باشند :

 

  1. چاره اندیشی برای اشتغال زایی و پی ریزی صنعت و توسعه صنعتی و توجه عمیق به این مسئله اشتغال ومنزلت اجتمایی وامیدبه زندگی برای فرد وخانواده واجتماع اصلیترین عامل ارامش ورشدوبالندگی جامعه است ودرپرتوان ان دیگراقدام بخوبی سرانجام مییابد .

 

  1. لزوم زمینه سازی فرهنگی و آموزشی وتربیتی که این امر باید از خانواده گرفته تا مدارس ،مجامع ، گردهمایی ها ،رسانه ها و تریبون ها پیگیری شود . ماتاکنون برای رشد   مسایل تربیتی وفرهنگی برتقویت ایمان

} که فی نفسه امر مفیدیست} ان هم بوسیله موعظه وسخنرانیهای مرسوم وکلیشه ای اقدام کرده ایم که با روشهای تعلیم وتربیت جدید مطا بقت نداشته . وانگهی اگر جامعه دچار فساد ،اختلاس تبعیض ،عدم شفافیت ،خودرایی ونابسامانی باشد سخنرانی وموعظه شوخی ای بیش نیست .اعتماد احاد مردم { نه قشر یافکر خاص }  شرط نخست باور به یک حکومت وبقای ان است .

 

  1. عدم اشاعه افکار غلط "حیدری-نعمتی" که مردم را دچار تمایزات ناروا و غیر سازنده می کند . جای بسی تاسف است که حتی برخی از بزرگان ما با افزودن پسوند های غیرضروری بر لقب خود به این تمایزات نابجا دامن می زنند در صورتی که مردم ما با هم عجین اند و آمیخته و اگر افتخاری باشد از آن کل مردم استان است و سرافگندگیی باشد هم برای همه ماست .

مسئولین و مدیران اداری ما هم باید انتخاب افراد را بر حسب کارایی ، توانایی و تخصص قرار دهند نه بر اساس دیگر . در بسیاری از مواقع تعصبات قومی و قبیله ای باعث شده که در انتخاب   شوراهای شهر و نمایندگان مجلس معیارهای کاذبی به کار برده شود .این موارد هم زمینه ساز اختلاف وگاها درگیریست .

 

  1. از گزارشات مختلف حوادث اخیر چنین بر می آید که نیروی انتظامی آمادگی و امکانات لازم را برای پیشگیری و کاهش دامنه این درگیری ها را نداشته است که امری است در حیطه تصمیم گیری و اختارات مسئولین امر . ناگفته نماند که امکانات وتکنولوزی جدید نظیرد وربین ها درشهرها برای ردگیری مجرمین کارساز میباشند.

 

  1. مردم ما دارای سابقه تاریخی-حماسی شجاعانه و ظلم ستیز هستند که قابل ستایش و افتخار است اما نحوه بیان این سابقه نباید به گونه ای باشد که برتری طلبی و جنگ طلبی از آن برداشت شود .
  2. گردشگری و حضور مسافران نوروزی و تابستانی که خود منبع در آمد خوبی برای استان است به وسیله اینگونه نزاع ها و رفتارهای هنجارشکنانه نباید دچار سیر نزولی شود.
تاریخ درج :  1394/5/4

تعداد بازدیدها : 813

ارسال نظر