یادداشت- خانه تکانی دل‌ها درآستانه سال نو/ به قلم فهیمه صفدری

روزهای آخر اسفند نفس های آخر رامیکشد،شور وشوق خاصی در دل خیلی از ماها،به وجود می آید؛برای خانه تکانی،خریدهای عید ولباس نو پوشیدن ،خیلی ها نیز هرروز وهر لحظه که میگذرد؛از این دلخوشی ها بی نصیب اند وتنها با چنبره به دل زدن ،با نفس،نفس زدن های اسفند که تقلا میکند برای ماندن ،هم نوا میشوند وشور شوقی برای استقبال از فروردین ندارند،تاسف میخورند؛که ای کاش ما هم نان ونوایی داشتیم برای سال نو. روزهای آخر اسفند نفس های آخر رامیکشد،شور وشوق خاصی در دل خیلی از ماها،به وجود می آید؛برای خانه تکانی،خریدهای عید ولباس نو پوشیدن ،خیلی ها نیز هرروز وهر لحظه که میگذرد؛از این دلخوشی ها بی نصیب اند وتنها با چنبره به دل زدن ،با نفس،نفس زدن های اسفند که تقلا میکند برای ماندن ،هم نوا میشوند وشور شوقی برای استقبال از فروردین ندارند،تاسف میخورند؛که ای کاش ما هم نان ونوایی داشتیم برای سال نو...
همه ی ما انسانها،مسئول هستیم در قبال همنوع خود،اگر شادی خود را هرچند ناچیز بین همدیگر تقسیم کنیم،درواقع شادیهایمان دوچندان خواهد شد واین لبخندی که بر لب خود وخانواده خود نشانده ایم را میتوانیم بر لبان خیلی ها بنشانیم و زیبایی وطراوت خاصی به فرهنگ وحس نوع دوستی خود بخشیده ایم.
شاید! در حوالی دلخوشی هایمان؛دل پدر ومادری ازاینکه دست خالی به خانه برمی گردند رنجیده خاطر باشد وچشمهای فرزندان معصومی که بی گناه باید جور سختی های زندگی انها را بکشند پر باشد از هزار ان هزار انتظار برای گوشه ای امید وشادی برای لحظه تحویل سال نویشان.
گاهی لازم است فرهنگ خرید کردن را ترویج دهیم وگاهی نیز لازم است درحد بضاعت سخاوتمندی را. با خرید تنها یک عروسک ویا یک جفت کفش برای کودکی که اشک بر گونه هایش نقش بسته باشد،حس خیلی باشکوهتری برای انسان دارای وجدان اخلاقی به ارمغان می آورد تا خروار ،خروار خرید کردن های اضافه برای خود وخانواده تنها برای سنگ تمام گذاشتن،چشم وهم چشمی و... .وجدان انسان که بیدار باشد،او را به سمت وسویی سوق خواهد داد که شادی اش را بین همه تقسیم کند،تا که شاید دعای خیری روانه دلخوشی هایش باشد.و با دیدن انسانهای گرفتار ومستمند احساس غرور نمی کند،بلکه فروتنی خود را حفظ کرده وتمام تلاش خود را به کار گرفته تا که شاید گوشه ای از زخم های پینه بسته نیازمندان را التیام بخشد،نه برای منت گذاشتن ،بلکه برای حفظ کردن حس نوع دوستی و انسان بودن.
همه ی ماها بدون شک در چند قدمیمان،همسایگی یمان،مسیر رفت وآمد محل کار وتحصیلمان با آدمهایی روبرو میشویم که بگونه ای در زندگی محتاج دستی برای گرفتن دست خود میباشند.پس چه زیبا میشود،اگر بی توجه رد نشویم وگاهی باگرفتن هدیه ای بسیار کوچک باعث شکفتن یک دنیا بذر امید در زندگی مستمندان شویم. دست پر برگشتن یک پدر ومادر بی بضاعت به خانه ونشاندن لبخند حتی برای یک لحظه بر روی لبان فرزندانشان ،هزاران مرتبه با ارزش تر از خریدهای اضافه ایست که دست آخر به زباله تبدیل میشوند.
سخن آخر: بیائید با خانه تکانی دلها وطرز تفکراتمان ،حتی در حد گرفتن یک دست هم که باشد،در این روزهای واپسین سال،دلی را شاد کرده باشیم فارغ از حس دنیا دوستی.شاید در گوشه ای پدری نیازمند یاریمان باشد ،برای شاد کردن فرزندانش؛ ویا فرزند بی سرپرستی چشم به راه باشد که لباس نویی بر تن کند ویا هفت سینی پهن کند برای مادر تنها ودست خالی اش.

تاریخ درج :  1395/12/23

تعداد بازدیدها : 353

ارسال نظر