چقدر طبیب شدن ودرمان کردن را بلدیم/ به قلم مرضیه دادگر

دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و پنجمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا به طور همزمان جمعه 29 اردیبهشت سال جاری برگزار می شود.مسئله ای که دراستان ما همواره با رنگ وبوی متفاوت وپررنگ تری ظاهر شده.نکته قابل توجه در انتخابات پیش رو خصوصا انتخابات شوراهای اسلامی شهر وروستا شرکت تعداد زیادی از افراد بعنوان کاندیدا دراین عرصه می باشد.دراستان کوچکی نظیرکهگیلویه وبویراحمد که ازبافت قومی وعشیره ای برخورداراست وتقریبا همگان با اصل وریشه های هم به واسطه طوایف آشنایی دارند شناخت افراد کاندیدا کارچندان سختی بنظر نمی رسد تا جایی که دراین وادی شاهد حضور خانوادگی وطایفه ای افراد هستیم، اشخاص مختلف  احساس تکلیف کرده اند وقدم دراین عرصه خطیر گذاشته اند.ولی باید پرسید این حضور تا چه اندازه به احساس تکلیف وخدمت به خلق الله برمی گردد ،کمی منصف باشیم ولااقل درپیش وجدان خود به واکاوی بپردازیم وببینیم چند درصد حضورمان بخاطر چشم وهم چشمی ورقابت وچند درصد آن خاطرمردم وادای تکلیف است.جالب اینجاست که انتخابات این دوره بیشترمحلی برای بخت آزمایی وکسب تجربه  بدل گشته تاجایی که خیلی از عوام نیز شاید پشیمان باشند که چرا بخت خویش را دراین کارزار نیازموده اند وچرا وقتی فلانی ها وبهمانی ها می توانند باشند ما نباشیم ،من که از فلانی بهترم.

این همه تعدد کاندیدا جای بسی تامل دارد انتخابات عرصه رقابت های سالم است نه عرصه چشم وهم چشمی وازمیدان به در کردن بدخواهان.بهتراست همه کاندیداهای محترم رجوعی به گذشته خود بعنوان یک شهروند داشته باشند وببینند چقدر درجایگاه  یک شهروند ازعهده وظایف شهروندی خود برآمده اند.ما آدم ها گاهی بحدی تنبلیم که اجازه نمی دهیم  به یک سطل زباله برسیم وبه راحتی آب خوردن زباله هایمان را درخیابان های شهرمان پرت می کنیم وککمان هم نمی گزد ،فراتر ازآن این است که ما حتی مناسبات قومی مان را برقانون ارجحیت می دهیم وقانون را فدای مناسبات مان می کنیم،ما تحمل پشت چراغ قرمز ماندن را نداریم ودرتحمل کردن بی صبرترین هستیم بعد ادعایمان می شود که برای پست های بلند خیز برداریم.وقتی اینگونه هستیم وجدانمان را قاضی کنیم می خواهیم برای این مردم چه کاری انجام دهیم ودقیقا رسالت ما درشورای شهرچیست؟؟اصلا می خواهیم برویم شورا چکار؟؟

این چه احساس مسئولیتی است که همگان برای آن خیز برداشته اند وازهرصنفی وارد میدان رقابت شده اند.مگر عرصه شورا عرصه بخت آزمایی ها ،چشم وهم چشمی ها ،سکوی پرتاب  به پست های بالای مدیریتی ویا عرصه ای برای آزمون وخطای افراد است.شورای جای هرکسی نیست صرف داشتن مدرک درحوزه های مرتبط باشهر ملاک کافی نیست، آشنایی با درد مردم نیزملاک نیست مهم این است حالا که مدرک داریم حالا که دردها را می دانیم چقدر طبیب شدن ودرمان کردن را بلدیم.مگرکمک کردن به شهر ودیارمان فقط با کاندیدا شدن محقق می شود،درگمنامی ها ودرمقام یک شهروند خوب هم می توان خدمت کرد هرکسی درهرپست وجایگاهی از خودش شروع کند ،باورکنید این خودش بزرگترین نوع خدمت است .فضای مجازی نیز اوضاع بهتری ندارد وتبلیغات درآن جولان می دهد،هرچه مسئولان ندا می دهند فعالیت ها رصد می شود وتبلیغات تخلف است گوش شنوا نیست که نیست . این شبکه ها مملو از تصاویر و فرمایشات افراد  با ژست ها وتیپ های مختلف شده گویی که قراراست ظاهرافراد ملاک عمل قرارگیرد، انگار که این باوردرکاندیداهای محترم نهادینه شده که عقل مردم به چشمشان است وظاهرافراد وجملات پرطمطراق ملاک انتخاب است.روزهای ثبتنام شوراها نیز درنوع خود جالب توجه بود وبرخی کاندیداها با دست زدن به اقداماتی خاص سعی در نشان دادن حضوری متفاوت داشتند واین مسئله نیز دست به دست در دنیای مجازی می چرخید و واکنش های متنفاوتی را دربین مردم بدنبال داشت .این حضورهای متفاوت وبازتاب آن ها امربدی نیست ،مهم این است چه نیتی پشت این متفاوت بودنها نهفته باشد واینکه آیا این متفاوت بودن وخاص ظاهرشدن ها ملاکی برای جذب آرای مردمی بوده است.بیایید به هر ریسمانی چنگ نزنیم وشهروند خوب بودن را تمرین کنیم و بپذیریم درمقام یک شهروند آگاه ومسئولیت پذیربهتر می توانیم کارساز شویم وبدانیم شورای نه جای کسب تجربه است ونه جای چشم وهم چشمی ورسیدن به مناصب بالاتر.

تاریخ درج :  1396/1/15

تعداد بازدیدها : 176

ارسال نظر