کشت فرا سرزمینی، بدست ایرانیان، به کام دیگران !!!

 کشت فرا سرزمینی، بدست ایرانیان، به کام دیگران !!!

 

 

اکبر پورداج، کارشناس ارشد زمین شناسی، کنشگر آب و محیط زیست// به تازگی و در یک اقدام نادر در محدوده دریاچه سد مخزنی میرزای شیرازی (یا سد کوار) واقع در دشت سیاخ و دارنگون پهنه ای سبز و منظم از بوته های گوجه فرنگی واقع در زمین های دیم!! توجه مرا جلب نمود.

 

در خشک ترین و گرمترین موقع از سال 1402 زمین های دیمی که سالهای قبل بدلیل کاهش بارندگی و خشکی رودخانه قره آغاج و چشمه سارها و افت شدید سطح آب زیر زمینی امکان کشت آنها حتی در فصل بهار نیز فراهم نبوده چگونه می توانست چنین سبز باشد؟!

پس از بررسی نقشه های کاداستر و جانمایی چاه های آب موجود و بازدید از منطقه و پرسش از تعدادی از کشاورزان بومی منطقه ابهامات و البته سوالاتی مهم در خصوص موضوع مصرف آب و تغییرات کاربری اراضی دیم مطرح می شود.

 

هر چند چنین تغییر کاربری به تازگی و با سرمایه ملی و ذخیره بین نسلی و بواسطه اجاره چاه های آب تعدادی کشاورز در بخش جنوبی روستای خورگان (بین روستای دهداری و خورگان) زیر کشت آبی رفته است اما استفاده از خیل عظیم افغانی بعنوان نیروی کار!! (حداقل 70 نفر)، بیش از 5 تا 10 هزار متر لوله کشی اصلی و انتقال آب به زمین های دیم و طبق گفته افراد بومی استفاده از 8 تا 11 چاه آب ، احداث کمپ موقت اسکان و موتور پمپ های قوی، حل موضوع برق، انبار بسته بندی و سورتینگ در شیراز، استفاده از متخصصان کشاورزی و در نهایت کسب رضایت برخی کشاورزان و ادامه کشت محصول گوجه فرنگی که همه کشاورزان را متضرر ساخت ضمن وجود گزاره های تامل برانگیز همگی نشان از وجود عقلانیت فنی و اقتصادی در زنجیره تولید تا فروش محصول دارد!!

 

* آیا این اقدام مجوز قانونی (و نه سازمانی و یا برخواسته از مصلحت اندیشی مرسوم) و مبتنی بر حفاظت منابع آبی و عدالت بین نسلی از سازمان آب و یا ارگانهای مسئول را داشته است؟ برداشت آب از این چاه ها چقدر بوده و چه میزان آلودگی را به منابع آب و خاک تحمیل نموده است؟

 

*سالیان سال است توسعه فن آوری های نوین آبیاری در خدمت توسعه برداشت آب و افسار گسیختگی در اشتغال کشاورزی ناپایدار و گره زدن بخش عمده ای از جمعیت شاغل به موضوع کشاورزی و تولیدات پر آب بر و صادرات آب مجازی و نابودی آب و خاک این کشور بوده است! مسئول حمایت از توسعه این کشت در زمین های دیم آن هم در شرایط تنش آبی کشور کیست؟!

*ضمن اینکه کشت های گلخانه ای و مبتنی بر کاهش مصرف آب، کود و سموم همواره مورد تاکید است در استفاده از این زمین های دیم چه میزان صرفه جویی اتفاق افتاده است؟

 

*جریان آب رودخانه قره آغاج در بالادست تنها چشمه موجود در محدوده ساختگاه سد قطع و رودخانه خشک می باشد و آورد رودخانه در پایین دست و تامین آب کشاورزی پایین دست وابسته به این چشمه و چشمه های کوچکتر دارد. آیا برداشت بیرویه از آبهای زیر زمینی تحت مدیریت غلط و خلاء نظارت نهادهای مسئول، ناآگاهی و دانش جمعی و خالی بودن نقش نهادهای مردمی و تعاونی های کشاورزی، ادامه چند بار کشت در این دشت و توسعه سرطانی باغ ویلاها (که هم اکنون در حال انجام است) نمی تواند چشمه موجود را به یکباره خشک نماید و تبعات امنیتی و اجتماعی ناشی از تامین آب شرب منطفه و خشک شدن چاه های کشاورزی را برجسته نماید؟

*صرف هزینه های مازاد در این نوع تغییر کاربری صورت گرفته و قیمت پایین محصول گوجه فرنگی در بازار گزینه ای جز صادرات گوجه فرنگی را توجیه نمی نماید بنابراین منافع اقتصادی این نوع آب فروشی و بهره برداری غیر قانونی از آب آن هم در دشت هایی که تحویل حجمی آب وجود ندارد برای کیست؟

 

موازی کاری در نظام مدیریت بر منابع و مصارف آب دارای ابعاد پنهانی است که اگر آنها را کشف نسازیم روز به روز بر ناپایداری محیط زیست افزوده می شود. لازم است جنبه های مختلف تاثیرگذاری بر منابع آب و خاک آشگار گردد. موضوع کشت فرا سرزمینی گریزی برای دور شدن از بارگذاری نادرست بر دشت های نیمه جان کشور و فرصت دهی برای بازگشت به شرایط پایدار آنها تلقی می شود که البته آب فروشی و صادرات آب مجازی از یک سو و توصیه به کشت فراسرزمینی نمی تواند در یک چرخه خردمندانه و نامعیوب آب و خاک قرار گیرد.

 

کشت فرا سرزمینی که روشی مرسوم در سرزمین ایران به حساب می آید چونان غریبه ای سر از محله پاستور در می آورد که سالهای دور ایرانیان ساکن در سیستان عزیز بدلیل خشکی و کاهش منابع آبی هامون (انبار قله ایران) مجبور به کوچ به مناطق نوار شمالی ایران شدند. این افراد پیشه ای جز کشاورزی نداشتند و نوار شمالی ایران نیز در آن زمان شاید ظرفیت پذیرش این جمعیت کشاورز را داشت. آنها با دانش خود و با وجود منابع آب و خاک در شمال کشور به زندگی و پیشه اصلی خود ادامه دادند.

 

این روش خود به نوعی کشت فرا سرزمینی اما درون سرزمین ایران تلقی می شود که کشاورز در آن سرزمین ساکن و یکجا نشین می شود و به نوعی از دایره خشکسالی وعواقب آن دور می شود.

کشت فرا سرزمینی روشی است که افرادی با پیشه کشاورزی در سرزمین های دیگر اقدام به کشت محصولات خاصی می نمایند و علاوه بر توسعه دانش و تجربه خود در کشورهای دیگر محصولات زراعی مورد نیاز سرزمین خود را تامین می نمایند. به زبان دیگر منابع آب و خاک در سرزمین های دارای منابع آبی مطلوب اجاره و مورد استفاده محدود قرار می گیرد و آب مجازی بصورت محصولی خشک به کشور مبدا وارد می شود.

 

سوال اینجاست ؟

* چه انگیزه و میلی برای کشورهای مقصد برای پذیرش کشاورزی فرا سرزمینی و بهره گیری موقت و یا دائمی از منابع آب و خاک سرزمینشان توسط افراد غیر بومی و خارجی وجود دارد؟

*این انگیزه و میل در چه شرایطی محکم و با دوام می گردد و به روابط استراتژیک تبدیل می شود؟

*نقش ابزارها و دانش قوی برای افزایش راندمان محصولات کشاورزی و کاهش خطرات آلودگی آب و خاک و مطالعات پیش نیاز و گزینه های دیگر در توافقنامه های تجاری بین دولی چگونه خواهد بود؟

*با وجود تکنولوژی های نوین صنعتی و روش های بسیار کم آب بر در جهان و تجربه تلخ ایران در استفاده از منابع آب و خاک چگونه می توان کشت فرا سرزمینی را تثبیت و یا به دیگر کشورها توصیه نمود؟

کشت فرا سرزمینی توسط مردمانی که چوب حراج به آب و خاک خود زده اند مرا به یاد صنعت خودرو و صادرات آن می اندازد!!! صنعتی که در خارج از مرزها نیز موفقیتی نداشت.

کشت فرا سرزمینی با هدف تبادل تجربه و دانش بین دولت ها از یک سو و بهره گیری از منابع آب و خاک در کشورهای برخوردار از منابع آبی توسعه و توصیه می شود. این نوع کشت می تواند ضمن تضمین ارتباطات قوی بین دولت ها زمینه تضمین امنیت سیاسی و امنیت و تاب آوری در تامین محصولات استراتژیک کشورهای آسیب پذیر را فراهم نماید. این نوع تجارت همان تجارت آب مجازی است با این تفاوت که نیرو و دانش تولید و بهره وری محصولات کشاورزی می تواند در اختیار کشور متقاضی کشت باشد اما منابع آب و خاک در کشورهای مقصد استفاده خواهد شد.

 

بدیهی است که کشورهای دارای منابع آبی تحت چنین شرایطی حساسیت بیشتری نسبت به مقدار مصرف آب مجازی در فرایند تولید محصول و تاثیرات منفی کشت بر کیفیت منابع آب خواهند داشت (رد پای آب محصول).

بدون شک غفلت از تاب آوری سرزمینی در ایران و روی میز آمدن موضوعات امنیتی متاثر از تنش های آبی موضوع کشت فرا سرزمینی را برجسته ساخته است!! ای کاش موضوع کشت فرا سرزمینی در زمانی که ما سرخوش و پر توهم خط قرمز استانداردهای حفظ منابع آبی را رد می کردیم مورد توجه مسئولان و بویژه سیاسیون پر نفوذ ! قرار می گرفت !!

ای کاش قبل از اینکه بی کفایتی ما در مدیریت منابع آب و خاک و کاهش هدر رفت محصولات غذایی و دور ریز آب مجازی و همچنین ضعف شدید در تولید سرمایه اجتماعی و خلاء مشارکت اجتماعی کشاورزان و دیگر تاثیر گذاران رخنمون نماید بدنبال ترغیب کشورهای هدف برای کشت فراسرزمینی بودیم!

 

آیا صادرات آب مجازی مصداق بارز موازی کاری در سیستم حکمرانی آب نیست؟ آیا کشت فرا سرزمینی توسط ایرانیان و در سرزمین ایران و با اهداف صادرات مصداق بارز آب فروشی پنهان نیست؟! ای کاش ما نیز مانند ژاپنی ها که در موضوع خاص "زلزله" سرآمد دنیا شده و آن را به حاشیه امنی رانده است ما نیز چونان ایرانیان باستان سرآمد خلق روش های هوشمندانه و امنی برای زیستن در یکی از خشک ترین مناطق دنیا بودیم ...

 

همه مشکلات آبی کشور ناشی از سبقت گیری مصارف نسبت به منابع آب قابل دسترس است. با این وچود از نقطه نظر فنی و محدودیت های برداشت آب در دشت های ممنوعه و ممنوعه بحرانی بسیاری از چاه های مجاز نیز غیر مجاز تلقی می شوند بنابراین امید است تغییر کاربری زمین های دیم و زیر کشت بردن آنها بوسیله اجاره چاه های آب مورد پیگیری جدی مسئولان باشد و هشدارهای دلسوزان و کارشناسان فنی را جدی تلقی نمایند.

تاریخ درج :  1402/7/13

تعداد بازدیدها : 271

ارسال نظر